مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

119

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

در حدود 404 ه . ق . ابن سينا گرگان ( جرجان ) را به قصد رى ترك كرد . وى در رى به خدمت سيّده ( با نام شيرين دختر سپهبد شروين و ملقب به امّ الملوك ( د 419 ق / 1028 م ) بيوهء فخر الدوله على بويه ( د 387 ق / 997 م ) و مادر مجد الدوله ابو طالب رستم بن فخر الدوله ) پيوست . مادر و فرزند ابن سينا را بنا بر توصيه‌هايى كه همراه آورده بود ، گرامى داشتند ، در اين ميان ابن سينا مجد الدوله را كه دچار بيمارى سوداء ( ماليخوليا ) شده بود ، درمان كرد . وى همچنان در رى ماند تا هنگامى كه شمس الدوله ابو طاهر پسر ديگر فخر الدوله كه پس از مرگ پدرش در 387 ه . ق . / 997 م فرمانرواى همدان و قرميسن ( كرمانشاه ) شده بود ، در 405 ق / 1015 م به رى حمله آورد . به گفتهء جوزجانى ، در اين هنگام « حوادثى روى داد كه ابن سينا را ناگزير ساخت كه رى را ترك كند » . اما وى دربارهء ماهيت اين حوادث چيزى نمىگويد . به‌هرحال مىتوان گمان برد كه اين‌بار نيز اوضاع سياسى و اجتماعى رى چنان شده بود كه ابن سينا ديگر نمىتوانست بيشتر در آن شهر بماند در اين ميان شايد تهديدهايى كه از سوى محمود غزنوى به رى مىشد ، در تصميم ابن سينا به ترك آن شهر بىتأثير نبوده باشد ، زيرا در گزارشى از خواند مير آمده است كه « در آن وقت كه سلطان محمود غزنوى به طرف عراق رايت آفتاب اشراق برافراشت ، شيخ ( يعنى ابن سينا ) از رى به قزوين و از قزوين به همدان شتافت » . به هر روى ، ابن سينا به همدان رفت . در اين ميان شمس الدوله به بيمارى قولنج دچار شد . ابن سينا را به كاخ وى بردند و او به معالجه پرداخت تا شمس الدوله بهبود يافت . ابن سينا چهل روز را در كاخ گذرانيد و در پايان خلعتهاى فراوان گرفت و به خانهء خود بازگشت ، درحالىكه در شمار نزديكان و همنشينان شمس الدوله درآمده بود . پس از چندى شمس الدوله براى نبرد با عنّاز به‌سوى قرميسن لشكر كشيد . حسام الدّين ابو شوك فارس بن محمّد بن عنّاز سركردهء قبيلهء كرد ساذنجان بود كه در دو سوى رشته كوههاى ميان كرمانشاه و قصرشيرين كنونى فرمانروايى داشت . پس از شكست هلال بن بدر به دست شمس الدوله و از دست رفتن سرزمينهايش ، عنّاز كه همسايهء دور تر او بود ، بر آن شد كه آن سرزمينها را تصرف كند . بنابراين شمس الدوله پيشگيرى از دست‌اندازيهاى عناز به جنگ وى رفت ، درحالىكه ابن سينا نيز همراه او